close
تبلیغات در اینترنت
خسته ام من ، خسته از خود ، خسته از این انتظار

دوازده امام

خسته ام من ، خسته از خود ، خسته از این انتظار

بی صدا ، بی نگاه می روم بسوی موج های بی قرار التهاب تو

می روم ، می گذرم از این کرانه ی کبود

می دوم ، می رسم به ابرهای خیس آسمان پاک

دل نبسته ام به ساحل خموش

نه .. من دل نبسته ام به ریگزار داغ

دلگیرم از هر طلوع و هر غروب

دلتنگم از سفرهای ناتموم

آسوده از هرچه خاک و خاکی است

آسوده ی هر خروش و فغانی ...

چشمانم به راهت و دستانم بی تاب نوازشت

بی تو من یخ زده در پاییزم

   تنها این تو می دانی هجوم عشق را

و تو می فهمی صدای اشک را

بی تو من در همه ی شهر غریب و تنهام ...

پ ن : خسته ام من ، خسته از خود ، خسته  از این انتظار 

چه بگویم  جز  (( يارب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجه))


+ نوشته شده درپنجشنبه 27 خرداد 1389ساعت 2:48توسط حمیدرضا | | تعداد بازدید : 355

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ