close
تبلیغات در اینترنت
مرا از خود دور مکن که به تو امیدوارم

دوازده امام

مرا از خود دور مکن که به تو امیدوارم

دستم بر صفحه می لغزد دلم می خواهد بنگارم آنچه را که بین من و تو را فاصله انداخت

سالهاست که مدعیم که من منتظرم و چه شب ها و صبح ها که تو را نخواندم می دانم

که بی صبری است که از هجر ناله بزنم ولی نازنینم من که عمر نوح ندارم یکبار هم گفته ام

چه می شود که فصل انتظار تو در زمان من سر آید

من می ترسم که زمانم سرآید و هجرت پایان نیابد

من آنچنان خوب نیستم که هم اکنون هم تو را ببینم امید به روزی دارم که رودر رو بنشینم و

جمالت ببینم

نه ،نه، من شیفته جمال نیستم من شیفته عدل تو ام شیفته کمالات توام

شیفته تمام آنچه که تو را ولیم کرده است

شیفته ام که عدل مولایم امیرالمومنین را در نگاهت ببینم

و رشادت مولایم حسین علیه السلام را در وجودت

شیفته ام که تو را ببینم

من لایق نیستم مدعی هم نیستم ولی من هم بسان آن پیرزن که کلافی برای خرید یوسف آورده بود

همین بی دلی ها را آورده ام،  همین ناصبوری ها را

می دانم که مهربان تر از آنی که مرا رد کنی و جوانمردتر از آنی که مرا بی نصیب بگذاری 

می دانم که من پاک آنچنان که می خواهی نیستم می دانم که سرپا آلوده ام می دانم که رنگ و ریا در

کلامم موج می زند می دانم می دانم که سزاوار دیدارتو نیستم ولی چه کنم

چه کنم که دلخوش دارم به مهربانیت، به  لطفت ، به مردانگیت

مرا از خود دور مکن که به تو امیدوارم ، امیدوارم و دوباره زمزمه می کنم این بار فقط و فقط به خاطر مادر

یابن الحسن روحی فدا متی ترانی و نراک

اللهم عجل لولیک الفرج



+ نوشته شده درپنجشنبه 27 خرداد 1389ساعت 2:46توسط حمیدرضا | | تعداد بازدید : 324

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ