close
تبلیغات در اینترنت
فهميدم ؛سعادت می خواهد

دوازده امام

فهميدم ؛سعادت می خواهد

تماممشکلاتی که در این مدت داشتم را می خواهم سپری کنم؛؛........

وبگویماگر این مدت از یارم دور بودم و چیزی ننوشتم؛؛؛؛

 بهخاطر مشکلات بود نه به خاطر کم سعادتی ؛؛؛

نهبه خاطر دستان پر گناهم ؛که شرم از نوشتن دارد؛

نهبه خاطر چشمان پر ز برق ؛آره برق آتش گناه ؛گناهانی که خواسته نا خواسته برای همهما پیش می آید عادی تر از آب خوردن لذت می بریم؛؛؛

نه؛؛

حدیثیخواندم ؛ در نظرات بود ؛

نمیدانم من که با خواندن این حدیث متعجب شدم.

اگرحضرت ظهور کنند و بگویند و درد و دل کنند و از بی وفایی هایمان اندکی زبانبگشایند

منچه گونه خواهم بود ؛

مولا؛در آغاز نه روی سلام داشتم ؛نه زبانی برای سلام کردن

مولا؛ سلام

نمیدانم ؛ زمانی که شما ما را ندیده این چنین نظر بر می آورید زمانی که بی وفایی مارا

دیدید؛چه گفتید

زمانی که دیدید با شما عهد می بندم و بعد از مدتی حتی شما را از یادم برده ام چهگفتید

....................

وجالب آنکه شما در هر لحظه به یاد ما هستید

 واز ناراحتی هایمان ناراحت و از شادیهامان شاد

وجالب آنکه شما همیشه بر ما نظر خیر و دعا گو دارید

سرورما از شما متشکریم

...............................

«شيعيان ما به اندازه آب خوردن ، ما را نمي خواهند ،اگربخواهند دعا مي كنند و فرج ما

مي رسد» « امامزمان (عج)»

 

(حالعزیزان به من بگویید منظور امام از این حدیث چه بوده.ما که دراین جهان  منتظران فرج بسیار داریم.؟؟

بگذاریدتا من بگویم. برای همین هم از خودم شروع می کنم و انگشت اشاره را به سمت خودم میگیرم.

آیامن  پستهایی که در این وبلاک می گذارم.تمامش برای خشنودی امامم هست یا برای آنکه نظرات بیشتری را جلب کنم.

چقدرخود من  وقتی  پستی را می گذارم که نسبتا آموزنده است.شروع بهاصلاح خودم میکنم.     

حرفهایمبسیار است ولی.......)

 

خدا کند که ما ازمنتظران واقعی آن حضرت باشیم.                                       <ان شا الله> 


+ نوشته شده درپنجشنبه 27 خرداد 1389ساعت 2:05توسط حمیدرضا | | تعداد بازدید : 156

مطالب قبلی

صفحات وبلاگ